Paperback ´ برف محض Kindle Ú

Paperback ´ برف محض Kindle Ú


برف محض [PDF] ✅ برف محض ✈ معین فرخی – Centrumpowypadkowe.co.uk برف محض، اولین مجموعه داستان معین فرخی، مجموعه‌ای است از نه داستان کوتاه که سه تا‌ی آن‌ها قبلا در مجله‌ی «دا برف محض، اولین مجموعه داستان معین فرخی، مجموعه‌ای است از نه داستان کوتاه که سه تا‌ی آن‌ها قبلا در مجله‌ی «داستان همشهری» چاپ شده‌اند چهارشنبهاولین روزهای پاییزنور سرد قرمزیک روز قبلچند روز بعدمرثیه‌ای بر یک مرد لاغرخورشید از میان درختان غروب می‌کندبرف محضعنوان کتاب برگرفته از شعری است از احمدرضا احمدی که در سرلوحه‌ی کتاب هم آمده من انتظار نداشتم با این برف محض روبرو شوم من انتظار نداشتم با این عشق محض روبرو شوم این مرغان خفته در لعاب کاشی‌ها به ما اعلام می‌کنند این عشق محض در آن برف محض آب می‌شود.


10 thoughts on “برف محض

  1. Razieh mehdizadeh Razieh mehdizadeh says:

    معین فرخی را بیشتر به ترجمه هایش در همشهری داستان می شناختم و پرخوانی و پادکست هزارتوکتاب به ملال زندگی و در فضایی پست مدرن همراه با دیالوگ های استراگون ولادیمیری می پردازد به این ترتیب که شخصیت ها با هم حرف می زنند ولی ارتباطی برقرار نمی کنند لحن داستان ها بیشتر گزارشی ست ودر اکثر داستان ها با مهندسی جوان در فضایی خارج از شهر یا در خوابگاه دانشگاه رو به روهستیم و راوی در بیشتر داستان ها خواب آلود است که این به مرز میان واقعیت و رویا بودن داستان کمک می کنددو داستانی که بیشتر از بقیه جذاب بود به زعم من داستان برف محض و چند روز بعد بود در بقیه ی داستان ها گاها ربط فضاهای در هم آمیخته و اطاله ی فضاسازی با پرداخت پروستی به جزییات وجود داشت که از حوصله ی داستان کوتاه کمی خارج استدر داستان چند روز بعد، شرح وبسط حالت های روحی همکاران به نوعی اشاره به بیهوده بودگیزندگی و غم و حزن زندگی شان است گرچه در این داستان هم اتفاق خاصی نمی افتد و همه ی فضا از لابه لای جزییات شکافته می شود یکی از دلایل دیگری که این داستان را دوست دارم وضعیت راشامونی ماجراستدر چند داستان از فعل های به صرافت افتادن و به هم گوریدگی بسیار استفاده شدهدر داستان برف محض، حسی عجیب وناشناخته ی ریزش برفی که می بارد و قطع نمیشود مدفون شده است دوستی با زنی که دوست اوست اما حسی نه به معنای عشق و نه به معنای دوست داشتن در جریان است


  2. Samin Rb Samin Rb says:

    داستانها خوب نوشته شدن من بعد از مدت‌ها مجموعه داستان ایرانی متأخر خوندم و ناامید نشدم پیوستگی خفیف داستان‌ها رو دوست دارم و همین‌طور گیجی داستان‌های اول که تداعی‌گره سال‌های لیسانسه، عبور از مرحله نوجوانی و خانواده‌محوری نویسنده ژانگولر و آکربات اجرا نکرده، سادگی‌ روایت‌ها کاهلانه و سطحی نیست که سنجیده و سمباده کشیده استعمده داستان‌ها متکی به راوی اول شخصه ما تو اغلب داستان‌ها با راوی‌ای سرکار داریم که منفعله، کاری نمی‌کنه و فقط داره نگاه می‌کنه و خودش رو از فضا جدا افتاده می‌بینه خیلی وقت‌ها می‌خواد که یه کاری کنه و یه ایده‌هایی هم داره و دربارشون حرف می‌زنه اما در نهایت کاری نمی‌کنه توی داستان چهارشنبه راوی می‌خواد یه چیزی از گذشته پیدا کنه تا دلتنگ بشه و به دوست‌دخترش زنگ بزنه که پیدا نمی‌کنه و زنگ نمی‌زنه 12 توی اولین روزهای پاییز از خودش می پرسه که پرا وقتی پیرمرده داشته پیاده می‌شده واکنشی نشون نداده 34توی نور سر قرمز دست‌دست می‌کنه تا کادو رو از کیف دربیاره که دختره ول می‌کنه می‌ره 40 توی چند روز بعد دودله است که بره یا بمونه و آخرش هم می‌ره مرثیه‌ای برای یک مرد لاغر که تکلیفش مشخصه و شخصیتی که مخاطبه رفته چسبیده به تخت زیر پتو و داره حرص می‌خوره که چرا دوستاش سرش خراب شدن، راوی برف محض هم جایی گیر کرده که نه می‌ره می‌خواد می‌تونه وارد یه رابطه خارج از عرف بشه، نه وقتی که به خونه برمی‌گرده ما سرنخی از بازگشت به رابطه قبلی داریم راوی می‌خواد زنش رو از خواب بیدار کنه که بیاد سر جاش بخوابه، اما نمی‌کنه و می‌ره روش پتو می‌اندازه و بعد می‌ره به تارهای موش روی بالش نگاه می‌کنه 101 102 نکته مهم اینه که ما توی این داستان‌ها با ناکامی روبه‌‌رو نیستیم به معنای درگیری و چنگ زدن به چیزی و بعد به دست نیوردنش، ما مدام با شکل‌های مختلفی از تمایل برای درگیری و حرکت روبه‌رو هستیم که به بی‌عملی و فاصله گرفتن منتهی می‌شه این به خودی خود عیبی نداره، و اتفاقا به نظر من خوب دراومده تو داستان‌ها، به این معنا که ما با قهرمان‌هایی سرکار نداریم که باید از عهده آزمون‌های طاقت‌فرسای زندگی یا مچاله و له یا کامیاب و مسرور بیرون بیان با آدم‌هایی سرکار داریم که مسائلی دارن مثل نداشتن توانایی برای برقراری ارتباط و دیالوگ و خودشون هم از همه بیشتر بهش اشراف دارن و از دید بیرونی مثلا اینکه راوی چند روز بعد با فضا احساس تجانس نمی‌کنه اصلا مسئله قلمداد نمی‌شه اما، اینجا یک ایراد وجود داره اینکه داستان‌ها به لحاظ میزان قدرت خفیف شدن قدرت تاثیرگذاریشون پایین اومده چون نویسنده شاید باید با وسواس، جزئی‌نگری و حرافی بیشتری مسائل درونی راوی‌ها شخصیت‌هاش رو می‌نوشت و برجسته می‌کرد کاری که به نظرم توی مرثیه‌ای برای یک مرد لاغر موفقیت‌آمیز انجام می‌ده


  3. sepehrdad sepehrdad says:

    برف محض را دوست داشتممهمترین ویژگی اش برای من این بود که معین فرخی نمی خواست چیزی را اثبات کند برخلاف خیلی از کتابهای کار اول که دوست دارند با زبان، با روایت های کج و معوج و معلق و غیرآدمیزادی، یا با طرحهای عجیب و غریب و وارونه و الکی پیچیده اثبات کنند که ما هم هستیم، معین فرخی توی این مجموعه داستان این رویه رو نداشت مجموعه روایت هایی بود از زندگی، زندگی محضداستان چهارشنبه را دوست داشتم، یک روایت ساده و روشن از یک رابطه ی پرنوسان403 را دوست نداشتم برایم سخت بودن دنبال کردن قصهروایتش دوست داشتنی نبوداولین روزهای پاییز با این که انگار خوب جا نیفتاده بود، ولی باز دوست داشتنی بود غم برادر کوچک بودن را با تمام جان حس کردمتوصیف های نور سرد قرمز فوق العاده بود رابطه ای که به انتها رسیده با سلیس ترین واژه ها توصیف شده بود چسبیدیک روز قبل و چند روز بعد احتمالا بهانه هایی خواهند بود که کتاب را بخرم و هدیه بدهممرثیه ای بر یک مرد لاغر را دوست نداشتم یک جورهایی با بقیه داستان ها همخوانی نداشتخورشید از میان درختان غروب می کند ساده و بی دست انداز بودو برف محض از آن داستان های ریموند کاروری بودارزش خریدنش را داشت


  4. Amirsaman Amirsaman says:

    کتاب مشتمل است بر چند داستانِ ابتدایی عالی و چند داستان انتهایی کسل‌کنندهاما از قضا، نقاط قوت داستان‌های خوب مجموعه، نمایش کسالتِ عجین شده با زندگیِ راوی، و اشاره به جزییات بی‌ربط است مثلاً در یک داستان با موضوعِ شکست عشقی، نمی‌آید کلیشه‌وار بگوید چی شد و چی نشد و عطر زن در یادم ماند و فلان، بلکه چرخش سکه‌ای را توصیف می‌کند کنار میزآشنایی من با کتاب از شنیدن داستان «چهارصد و سه» با صدای خود معین فرخی بود؛ داستان مسحورکننده‌ی یک خوابگاه راوی، جک‌ها و اتفاقات را با لحنی سرد و خشک توصیف می‌کند و تضادِ عمیقِ دنیای ذهنی و واقعی، کاملا به چشم می‌آید؛ یعنی طوری که فُرم، بدون کمک از محتوا، آن تفاوت بین جهان‌بینیِ راوی و اطرافیانش را آشکار می‌سازدنثر کتابْ و دغدغه‌هایی که ازشان صحبت می‌شود، خاص است و آدم را چشم‌انتظار آثار دیگر معین فرخی نگه می‌دارد


  5. Razieh Shahverdi Razieh Shahverdi says:

    امتیاز پایینی که دادم لزوماً ربطی به کیفیت کتاب نداره به سلیقه‌ی شخصی‌م برمی‌گرده که این دست داستان‌ها رو‌ دوست ندارم یا درست‌ترش، دیگه از فرط تکرار دوست ندارم


  6. زینب هاشم‌زاده زینب هاشم‌زاده says:

    اعصابم رو خرد کرد انقدر که از داستان «مرثیه‌ای برای یک مرد لاغر» به بعد نتونستم بخونم دیگه کتاب رو


  7. Laya A Laya A says:

    یک کرختی و انفعالی در راوی تک‌تک داستان‌ها هست و یک تردیدی در فضای همه‌ی قصه‌ها حتا برف هم دل‌سیر نمی‌بارد همیشه یا آسمان قرمزی قبل برف را دارد، یا برف‌باران آبداری باانقطاع می‌بارد کتاب ولی اطواری و پست‌مدرن‌زده نیست قصه دارد مهم‌ترین چیزی که یک مجموعه داستان کوتاه باید داشته باشدبه خواندنش می‌ارزید


  8. Ali Ali says:

    فضای داستان‌ها به دلیل دوستی‌ام با معین فرخی برایم آشناست اگر خودم را از نویسنده دور کنم، می‌توانم بگویم، برف محض یکی از مجموعه‌داستانهای خوب و شسته‌رفته به زبان فارسی‌است


  9. Mani Mani says:

    چه چقدر یک نویسنده میتونه بی روح، کسل کننده و ملال آور باشد؟


Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *